رهی معیری_دیوانچند تغزل (فهرست)

شمارهٔ 1-بنفشهٔ سخنگوی

1. بنفشه زلف من ای سرو قد نسرین تن

2. که نیست چون سر زلفت بنفشه و سوسن

3. بنفشه زی تو فرستادم و خجل ماندم

4. که گل کسی نفرستد بهدیه زی گلشن

5. بنفشه گرچه دلاویز و عنبر آمیز است

6. خجل شود بر آن زلف همچو مشک ختن

7. چو گیسوی تو ندارد بنفشه حلقه و تاب

8. چو طره تو ندارد بنفشه چین و شکن

9. گل و بنفشه چو زلف و رخت به رنگ و به بوی

10. کجاست ای رخ و زلفت گل و بنفشه من

11. به جعد آن نکند کاروان دل منزل

12. به شاخ این نکند شاهباز جان مسکن

13. بنفشه در بر مویت فکنده سر درجیب

14. گل از نظاره رویت دریده پیراهن

15. که عارض تو بود از شکوفه یک خروار

16. که طره تو بود از بنفشه یک خرمن

17. بنفشه سایه ز خورشید افکند بر خاک

18. بنفشه تو به خورشید گشته سایه فکن

19. ترا به حسن و طراوت جز این نیارم گفت

20. که از زمانه بهاری و از بهار چمن

21. نهفته آهن در سنگ خاره است ترا

22. درون سینه چونگل دلی است از آهن

23. اگر چه پیش دو زلفت بنفشه بی قدراست

24. بسان قطره به دریا و سبزه در گلشن

25. بنفشه های مرا قدر دان که بوده شبی

26. بیاد موی تو مهمان آب دیده من

27. بنفشه های من از من ترا پیام آرند

28. تو گوش باش چو گل تا کند بنفشه سخن

29. که ای شکسته بهای بنفشه از سر زلف

30. دل رهی را چون زلف خویشتن مشکن


بعدی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* طبیبا هر که را بیماری هجران فگند از پا
* اجل پیش از تو بر بالین آن بیمار پیدا شد
شعر کامل
هلالی جغتایی
* دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
* که باد صبح نسیم گره گشا آورد
شعر کامل
حافظ
* گل خیری چو بر اطراف گلستان گذرم
* نتواند که رخم بیند و صفرا نکند
شعر کامل
خواجوی کرمانی