رهی معیری_دیوانچند تغزل (فهرست)

شمارهٔ 3-ماه قدح پوش

1. هوشم ربوده ماه قدح نوشی

2. خورشید روی زهره بناگوشی

3. زنجیر دل ز جعد سیه سازی

4. گلبرگ تر به مشک سیه پوشی

5. از غم بسان سوزن زرینم

6. در آرزوی سیم بر و دوشی

7. خون جگر به ساغر من کرده

8. ساغر ز دست مدعیان نوشی

9. بینم بلا ز نرگس بیماری

10. دارم فغان ز غنچه خاموشی

11. دردا که نیست ز آن بت نوشین لب

12. ما را نه بوسه ای و نه آغوشی

13. بالای او به سرو سهی ماند

14. مژگان او بخت رهی ماند

15. ای مشکبو نسیم صبحگاهی

16. از من بگو بدان مه خرگاهی

17. آه و فغان من به قلک برشد

18. سنگین دلت نیافته آگاهی

19. با آهنین دل تو چه داند کرد؟

20. آه شب و فغان سحرگاهی

21. ای همنشین بیهوده گو تا چند

22. جان مرا به خیره همی کاهی؟

23. راحت ز جان خسته چه می جویی؟

24. طاقت ز مرغ بسته چه میخواهی؟

25. بینی گر آن دو برگ شقایق را

26. دانی بلای خاطر عاشق را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو فندق دهان از سخن بسته بود
* نه چون ما لب از خنده چون پسته بود
شعر کامل
سعدی
* به امیدی که چون باد بهار از در درون آیی
* چو گل در دست خود داریم نقد زندگانی را
شعر کامل
صائب تبریزی
* توانگرا در رحمت به روی درویشان
* مبند و گر تو ببندی خدای بگشاید
شعر کامل
سعدی