رشیدالدین وطواط_دیوانقصیده ها (فهرست)

شمارهٔ 164 - از زبان علاء الدوله اتسز خوارزمشاه

1. ای عادت تو همه جفای من

2. یک باره گذاشته وفای من

3. اندیشهٔ مکن همه وفای تو

4. و اندیشهٔ تو همه جفای من

5. ای در طلب رضای تو جانم

6. هرگز نکنی طلب رضای من

7. در منزل مهر تست رخت من

8. د موقف عشق تست جای من

9. بیگانه شدم ز صبر و از شادی

10. تا عشق تو گشت آشنای من

11. بر دعوی عشق تست همواره

12. چشم من و روی من گوای من

13. هر چند که پادشاه اسلامم

14. عشق تو شدست پادشای من

15. این فخر نه بس که گویی اتسز راست

16. دل گشته مسخر هوای من

17. آنم که بقای دولت و عزت

18. بستست خدای در بقای من

19. بگرفته عنان ملک دست من

20. سوده برکاب فتح پای من

21. پیراهن چرخ را گریبان شد

22. از مرتبه ، دامن قبای من

23. نی سیر ستاره جز بحکم من

24. نی گشت زمانه جز برای من

25. گشتست غبار عرصهٔ هیجا

26. هنگام مصاف توتیای من

27. سحر همه صفدران بیوبارد

28. آن نیزهٔ همچو اژدهای من

29. سرها درود ، چو گندا ، از کین

30. از خنجر همچو گند نای من

31. برباید افسر سلاطین را

32. ذز معرکه تیر جان ربای من

33. صد علم بود کمین حدیث من

34. صد گنج بود کهین عطای من

35. شومست و مبارکست و چونین به

36. مر دشمن و دوست را لقای من

37. خوارزمشهی نیافرید ایزد

38. داند همه خلق ، جز برای من

39. تا روز قضا بنصرة ایمان

40. بس باد معین من خدای من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شکر خوشست ولیکن حلاوتش تو ندانی
* من این معامله دانم که طعم صبر چشیدم
شعر کامل
سعدی
* عالم شهر گو مرا وعظ مگو که نشنوم
* پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم
شعر کامل
سعدی
* پنجهٔ تاک ز سرمای سحر می‌لرزد
* لاله از بهر همین کرده فروزان منقل
شعر کامل
وحشی بافقی