سعدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 550

1. دیدم امروز بر زمین قمری

2. همچو سروی روان به رهگذری

3. گوییا بر من از بهشت خدای

4. باز کردند بامداد دری

5. من ندیدم به راستی همه عمر

6. گر تو دیدی به سر بر قمری

7. یا شنیدی که در وجود آمد

8. آفتابی ز مادر و پدری

9. گفتم از وی نظر بپوشانم

10. تا نیفتم به دیده در خطری

11. چاره صبرست و احتمال فراق

12. چون کفایت نمی‌کند نظری

13. می‌خرامید و زیر لب می‌گفت

14. عاقل از فتنه می‌کند حذری

15. سعدیا پیش تیر غمزه ما

16. به ز تقوا ببایدت سپری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دوش ای پسر می خورده‌ای چشمت گواهی می‌دهد
* باری حریفی جو که او مستور دارد راز را
شعر کامل
سعدی
* سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
* که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی
شعر کامل
فروغی بسطامی
* طریق خدمت و آیین بندگی کردن
* خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
شعر کامل
حافظ