صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2648

1. در چمن چون حرف آن بالای موزون می رود

2. سرو چون دزدان ز راه آب بیرون می رود

3. دیده اهل بصیرت کاروانگاه بلاست

4. هر که زخمی می خورد، از چشم ما خون می رود

5. عشق بالا دست از معشوق دامن می کشد

6. ناقه لیلی عبث دنبال مجنون می رود

7. دانه ای در صیدگاه عشق بی رخصت مچین

8. کز بهشت آدم به یک تقصیر بیرون می رود

9. آهوانش در سواد چشم خود جا می دهند

10. هر که صائب از سواد شهر بیرون می رود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زمانه به خون تو تشنه شود
* براندام تو موی دشنه شود
شعر کامل
فردوسی
* ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو
* ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا
شعر کامل
مولوی
* عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
* کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
شعر کامل
حافظ