صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 3358

1. دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد

2. در میان چون نبود هیچ، سخن نتوان کرد

3. بس که تقریب پی آب شدن می جوید

4. نگه گرم به آن سیب ذقن نتوان کرد

5. خلوتی نیست که خالی ز سخن چین باشد

6. پیش آیینه درین عهد سخن نتوان کرد

7. ای که بر آتش گل داشته ای دست از دور

8. خنده بر ناله مرغان چمن نتوان کرد

9. دعوی خون من و وعده دلدار یکی است

10. که به افسون مه و سال کهن نتوان کرد

11. هر کجا خامه صائب بگشاید سر حرف

12. سخن از خسرو (و) افکار (حسن) نتوان کرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* می توان کردن به نرمی راه در دلهای سخت
* رشته از همواری خود غوطه در گوهر زده است
شعر کامل
صائب تبریزی
* از گشایش نبود بهره تهی مغزان را
* پسته پوچ محال است که خندان گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* عیبجو دلدادگان را سرزنش ها میکند
* وای اگر با او کند دل آنچه با ما میکند
شعر کامل
رهی معیری