صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4048

1. هشیار را به مجلس مستان که می برد

2. از بهر عیب خویش نگهبان که می برد

3. چندین نگاه حسرت وخمیازه دریغ

4. از زخم وداغ من به نمکدان که می برد

5. چون دست جوهری شده پایم ز آبله

6. این مژده را به خار مغیلان که می برد

7. رنگ شکسته شیشه به رویم شکسته است

8. پیغام من به باده فروشان که می برد

9. چندین هزار قافله تا کعبه امید

10. غیر از جنون ز راه بیابان که می برد

11. ما را به کوچه غلط انداختن چرا

12. دل را بغیر زلف پریشان که می برد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
* غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
شعر کامل
وحشی بافقی
* هر دانۀ اشکی که به راه تو فشاندم
* از فیض وفا، مهر گیاهی شد و برخاست
شعر کامل
حزین لاهیجی
* می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
* مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
شعر کامل
سعدی