صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4188

1. بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب

2. هر کس برای کسب هوا سیر می کند

3. چون برگ کاه هرکه سبکروح می شود

4. صائب به بال کاهربا سیر می کند

5. از آه هر طرف دل ما سیر می کند

6. چون تخت جم به روی هوا سیر می کند

7. موج سراب پای به دامن شکسته ای است

8. در وادیی که وحشت ما سیر می کند

9. ابروی شوخ او نفسی بی اشاره نیست

10. این قبله همچو قبله نما سیر می کند

11. این دولتی که دل به دوامش نهاده ای

12. چون سایه در رکاب هما سیر می کند

13. از کاهلی است گرچه دل ازپاشکستگان

14. وقت نمازدر همه جا سیر می کند

15. چشم به جای دیگرو دل جای دیگرست

16. گردون جدا ستاره جدا سیر می کند

17. آن را که هست آتشی از شوق زیر پا

18. دایم چو چرخ بی سرو پا سیر می کند

19. نعلش در آتش است همان پیش آفتاب

20. پرتو اگر چه در همه جا سیر می کند

21. از خاک بر گرفته آتش بود دخان

22. گردون به بال همت ما سیر می کند

23. هر کس به بی نشان ز نشان راه برده است

24. داند دل رمیده کجا سیر می کند

25. چون شانه هر که پا ز سر خویش کرده است

26. در کوچه باغ زلف دو تا سیر می کند

27. شب در میان رود به زمین سیاه هند

28. رنگین سخن به پای حنا سیر می کند

29. در حیرتم که کلفت روی زمین چسان

30. در تنگنای سینه ما سیر می کند

31. چندین هزار قامت چون تیر شد کمان

32. گردون همان به پشت دوتا سیر می کند

33. آتش عنانی فلک از ناله من است

34. محمل به ذوق بانگ درا سیر می کند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
* وین عالم بی‌اصل را چون ذره‌ها برهم زند
شعر کامل
مولوی
* یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
* جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
شعر کامل
حافظ
* معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
* کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی