صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4354

1. بیگانه معنی لب خاموش ندارد

2. خالی بود آن ظرف که سرپوش ندارد

3. دعوی ثمر پیشرس خامی فکرست

4. می پخته چو گردید سر جوش ندارد

5. آنجا که بود بیخبری انجمن آرا

6. هر کس که دم از عقل زند هوش ندارد

7. آهوی ترا گرد خط از جای نیانگیخت

8. این خواب گران دیده خرگوش ندارد

9. از عرض تجلی نشود کار به دل تنگ

10. آیینه غم تنگی آغوش ندارد

11. بالین طلبان در خم دارند چو منصور

12. ورنه سر عاشق خبر از دوش ندارد

13. صائب ز تماشای چمن چون نگریزد

14. این غمکده یک سرو قباپوش ندارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می کنند
* چهره امروز در آیینه فردا خوش است
شعر کامل
صائب تبریزی
* عشق یکرنگی تقاضا می کند وین روشن است
* ورنه شمع آتش چرا زد همچو خود پروانه را
شعر کامل
جامی
* دلی خزینه گوهر شود که چون دریا
* هزار مهر ز گرداب بر دهن دارد
شعر کامل
صائب تبریزی