صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4628

1. حسن دارد در سواری شوکت و شان دگر

2. جلوه را در خانه زین هست میدان دگر

3. روی شرم آلود او را دیده بان در کارنیست

4. می کند هر قطره خوی کارنگهبان دگر

5. من که با اسلام کار خویش یکرو کرده ام

6. غمزه کافر نباشد، نامسلمان دگر

7. جان رسمی زندگی را تلخ بر من کرده بود

8. از دم تیغ شهادت یافتم جان دگر

9. طوق منت بر نتابد گردن آزادگان

10. ترک احسان از کریمان است احسان دگر

11. از گریبانش برآید آفتاب بی زوال

12. هر که جز دامان شب نگرفت دامان دگر

13. گر چه ساقی و شراب وشیشه وساغر یکی است

14. هر حبابی را درین بحرست دوران دگر

15. گر چه هر شیرینیی دل می برد بی اختیار

16. شهد گفتار ترا صائب بود شان دگر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
* از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
شعر کامل
سعدی
* چو از کوه بفروخت گیتی فروز
* دو زلف شب تیره بگرفت روز
شعر کامل
فردوسی
* قلم نشانهٔ عقل است و تیغ مایهٔ جور
* یکی چو حنظل تلخ و یکی چو شهد شهی
شعر کامل
ناصرخسرو