صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6149

1. راز عاشق از لب خاموش می آید برون

2. دود زود از آتش خس پوش می آید برون

3. از رگ ابری پر از گوهر شود چندین صدف

4. یک زبان از عهده صد گوش می آید برون

5. زان به روی دست جا بخشند مستان جام را

6. کز حریم میکشان خاموش می آید برون

7. حسن او از خلوت آیینه با آن محرمی

8. از کمال شرم شبنم پوش می آید برون

9. قامتش قلاب گشت و از سرش غفلت نرفت

10. خواجه را این پنبه کی از گوش می آید برون؟

11. دیده های پاک، تر دست است در ایجاد حسن

12. هاله را اینجا مه از آغوش می آید برون

13. در کهنسالی جوانتر گشت صائب فکر من

14. زین ته خم باده سرجوش می آید برون


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
* عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی
* آبنوسم در بن دریا نشینم با صدف
* خس نیم تا بر سر آیم کف بود همتای من
شعر کامل
خاقانی
* ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را
* بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد
شعر کامل
حافظ