صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6181

1. می کشد دامن چو زلف سرکش او بر زمین

2. می نهد در چین ز غیرت ناف و آهو بر زمین

3. گل چه حد دارد تواند چهره شد با عارضش؟

4. آن که مالید آفتاب و ماه را رو بر زمین

5. خفتگان خاک را صبح قیامت می شود

6. سایه هر جا افکند آن قد دلجو بر زمین

7. خوشه چینان خوشه پروین به دامن می برند

8. هر کجا ریزد عرق از چهره او بر زمین

9. پنجه خورشید می گردد گریبانگیر خاک

10. پای خود هر جا گذارد آن پریرو بر زمین

11. پاک می سازد ز دین و دل بساط خاک را

12. چون کشد دامان ناز آن عنبرین مو بر زمین

13. پشت دست عجز، ماه عید با آن سرکشی

14. می گذارد پیش طاق آن دو ابرو بر زمین

15. تا دکان حسن او شد باز در مصر وجود

16. از کسادی می زند یوسف ترازو بر زمین

17. من کیم تا آرزوی خواب آسایش کنم؟

18. آسمان نگذاشت در جایی که پهلو برزمین

19. کی مربع می نشیند در صف دانشوران؟

20. پیش استاد آن که ننشیند دو زانو بر زمین

21. غوطه زد در خاک تا تیر هوایی شد بلند

22. سرکشان را زود می مالد فلک رو بر زمین

23. در برومندی نسازد هر که دلها را خنک

24. می کند صائب گرانی سایه او بر زمین


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک
* هم به مژگانت بروب آن خاک در گفتم بچشم
شعر کامل
کمال خجندی
* می کافور بو در جام ریزیم
* وز این دریا در آن زورق گریزیم
شعر کامل
نظامی
* گر بدین پستهٔ خندان به چمن بنشینی
* غنچه از شاخ به صد آه و فغان برخیزد
شعر کامل
فروغی بسطامی