صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6279

1. خون پامال بود شبنم گلزار وطن

2. دهن گرگ بود رخنه دیوار وطن

3. این زمان پنجه شیرست به خونریزی من

4. خارخاری که به دل بود ز گلزار وطن

5. سبزه در زیر سر سنگ ترقی نکند

6. قدمی پیش نه از سایه دیوار وطن

7. اول از گوهر من آب طراوت می ریخت

8. خونم افسرده شد از سردی بازار وطن

9. می زند دیده غربت به هوایت پر و بال

10. چند چون کاه دهی پشت به دیوار وطن؟

11. به عزیزان وطن، یوسف خود را مفروش

12. که زر قلب بود نقد خریدار وطن

13. پیر کنعان نه غلط باخت که بینش را باخت

14. واکند چند کسی چشم به دیدار وطن؟

15. سینه خویش به روشنگر غربت برسان

16. تا به کی صبر کنی در ته زنگار وطن؟

17. در سفر محنت چه زود به سر می آید

18. همه عمر به چاه است گرفتار وطن

19. سرمه چشم بود خاک غریبی صائب

20. همچو کوران چه کشی دست به دیوار وطن؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نخل تنهایی من میوه فراوان دارد
* نیست چون بی ثمران حاجت پیوند مرا
شعر کامل
صائب تبریزی
* داروی تربیت از پیر طریقت بستان
* کادمی را بتر از علت نادانی نیست
شعر کامل
سعدی
* خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
* دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
شعر کامل
سعدی