سلمان ساوجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 102

1. هر که با، عشق آشنا شد، زحمت جان، بر نتافت

2. درد پر ورد محبت، بار درمان بر نتافت

3. هر دماغی، کز هوای خاک کویش برد، بوی

4. از نسیم صبحدم، بوی گلستان بر نتافت

5. پرتو دیدار جانان تافت بر جان، در ازل

6. دیده جان پرتو دیدار جانان، بر نتافت

7. دل ز غوغای تو و غوغای می‌آمد به تنگ

8. بود ملکی مختصر حکم دو سلطان بر نتافت

9. عاشق ثابت قدم، پروانه را دیدم که او

10. باخت جان در عشق و روی، از شمع تابان بر نتافت

11. هر جفا و جور و بیدادی که بود از دست دوست

12. دل تحمل کرد، لیکن بار هجران بر نتافت

13. می‌شوم خاک تو، بر من هر چه آید باک نیست

14. بر زمین چیزی نیاید، آسمان کان بر نتافت

15. تا دل من حلقه زلف تو را در گوش کرد

16. هرچه فرمودی به مویی، سر ز فرمان بر نتافت

17. قصه زلف تو می‌گفتم، رخت بر تاب شد

18. بود نازک دل، سخنهای پریشان بر نتافت

19. بر نمی‌تابد دلم بر تافتن روی از حبیب

20. فی‌المثل گر دیگری بر تافت، سلمان بر نتافت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مرغ با پر می‌پرد تا آشیان
* پر مردم همتست ای مردمان
شعر کامل
مولوی
* هر دو عالم قیمت خود گفته ای
* نرخ بالا کن که ارزانی هنوز
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* از بید جز افتادگی و عجز مجویید
* مجنون خدا را همه دم کار سجودست
شعر کامل
صائب تبریزی