سنایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 119

1. در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد

2. ایمان و کفر من همه رود و شراب شد

3. زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی

4. تحقیقها نمایش و آبم سراب شد

5. ایمان و کفر چون می و آب زلال بود

6. می آب گشت و آب می صرف ناب شد

7. دوش از پیاله‌ای که ثریاش بنده بود

8. صافی می درو چو سهیل و شراب شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چنان با تار زلف بسته دل پیوند الفت را
* که نتوان یک سر مویش ز یکدیگر جدا کردن
شعر کامل
فروغی بسطامی
* سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
* در میان این و آن فرصت شمار امروز را
شعر کامل
سعدی
* به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را
* تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی
شعر کامل
سعدی