سنایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 327

1. ساقیا برخیز و می در جام کن

2. در خرابات خراب آرام کن

3. آتش ناپاکی اندر چرخ زن

4. خاک تیره بر سر ایام کن

5. صحبت زنار بندان پیشه‌گیر

6. خدمت جمشید آذرفام کن

7. با مغان اندر سفالی باده خور

8. دست با زردشتیان در جام کن

9. چون ترا گردون گردان رام کرد

10. مرکب ناراستی را رام کن

11. نام رندی بر تن خود کن درست

12. خویشتن را لاابالی نام کن

13. خویشتن را گر همی بایدت کام

14. چون سنایی مفلس خودکام کن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
* حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
شعر کامل
سعدی
* به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
* که منتی است ز شمشیر او به گردن من
شعر کامل
فروغی بسطامی
* زردرویی می کشم چون نی ز همراهان خویش
* من که از ذوق سفر هرگز کمر نگشاده ام
شعر کامل
صائب تبریزی