سنایی_حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقهالباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله (فهرست)

شمارهٔ 21-حکایت

1. گفت مردی ز ابلهی رازی

2. با یکی بدفعال غمّازی

3. مرد غمّاز پیش هر اوباش

4. راز آن مرد کرد یکسر فاش

5. طیره گشت ابله از چنان غمّاز

6. گفت با مرد کای بدِ بدساز

7. رازِ من فاش کردی ای نادان

8. همچو پرخاش پتک بر سندان

9. دل من کرد قصد پاداشن

10. افگنم در سرای تو شیون

11. نوحه دانم یکی به شست درم

12. وآنِ هفتاد نیز دانم هم

13. ضایع این رنج را بنگذارم

14. حق سعیت بوجه بگزارم

15. بی‌سبب مر مرا بیازردی

16. آنچه ناکردنی بُوَد کردی

17. به مکافات آن شوم مشغول

18. تا که از سر برون کنی تو فضول

19. رفت ناگه برو و زخمی زد

20. مرد غمّاز گشت کارش بد

21. مرد غمّاز کشته شد ناگاه

22. کار ابله ز خشم گشت تباه

23. پادشه مر ورا سبک بگرفت

24. عوض وی بکشت اینت شگفت

25. بی‌سبب خیره کشته گشت دو مرد

26. زانکه ناکردنی به جهل بکرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز ناله ای که کند خامه می توان دانست
* که کوه درد به دل صاحب سخن دارد
شعر کامل
صائب تبریزی
* چشم در صنع الهی باز کن، لب را ببند
* بهتر از خواندن بود، دیدن خط استاد را
شعر کامل
صائب تبریزی
* نیلوفر و لاله هر دو بی‌هیچ سبب
* این پوشد نیل و آن به خون شوید لب
شعر کامل
سنایی