سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 178

1. هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد

2. زبوی اودل وجان را خمار برخیزد

3. دهند گردن تسلیم سروران جهان

4. بهر قلاده که از زلف یار برخیزد

5. اسیر عشق برند از قبیلهای عرب

6. چو چشم هندوی تو ترکوار برخیزد

7. اگر زحسنش مرخلق را خبر باشد

8. هزار عاشقش ازهر دیار برخیزد

9. چواو بدلبری اندر میانه بنشیند

10. هزار دلشده ازهر کنار برخیزد

11. بروز حشر ببینی که کشته شوقش

12. زخوابگاه عدم صد هزار برخیزد

13. میان حسن و رخش ازخطش غباری هست

14. چو چاره تا زمیان این غبار برخیزد

15. چو بافراقش بنشست سیف فرغانی

16. بود که ازره وصل انتظار برخیزد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* منم دیوانه و او سرو قامت
* حدیث راست از دیوانه پرسید
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* چندین هزار شیشه دل را به سنگ زد
* افسانه ای است این که دل یار نازک است
شعر کامل
صائب تبریزی
* چو از کوه بفروخت گیتی فروز
* دو زلف شب تیره بگرفت روز
شعر کامل
فردوسی