سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 192

1. دلبرم عزم سفرکردو روان خواهدشد

2. دردلم آنچه همی گشت چنان خواهدشد

3. اوچو آبست ومن سوخته بادیده تر

4. خشک لب ماندم وآن آب روان خواهدشد

5. بود بیگانه زمن چون بر من نامده بود

6. از برم چون برود باز همان خواهدشد

7. ازپی گریه مرا چشم شود جمله مسام

8. وزپی ناله مرا موی زبان خواهدشد

9. می رود نیستش اندیشه که مردم گویند

10. که فلان کشته هجران فلان خواهدشد

11. دلبرا در دل من از غم تو سوداییست

12. که مرا جان سر اندر سر آن خواهدشد

13. جان من بودی وچون نیست رفتن کردی

14. از من دل شده شک نیست که جان خواهدشد

15. دیده چون روی تو می دید دلم فارغ بود

16. چون زچشمم بروی دل نگران خواهدشد

17. از برای دل تو غصه هجرت بخورم

18. ور چه جانیم درین غصه زیان خواهدشد

19. برمن ازبار فراقت چو عنان برتابی

20. دل من همچو رکاب تو گران خواهدشد

21. دل که در حوصله انده تو یک لقمه است

22. تا غم تو بخورد جمله دهان خواهدشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سر مرد جنگی خرد نسپرد
* که هرگز نیامیخت کین با خرد
شعر کامل
فردوسی
* سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
* دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
شعر کامل
حافظ
* کنون کوه و بیابانرا نبات از عودتر باشد
* کنون شاخ درختانرا لباس از پرنیان باشد
شعر کامل
فرخی سیستانی