سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 378

1. چو برقع ز رخ برگشایی بمیرم

2. وگر رو بمن کم بنمایی بمیرم

3. ز شادی قرب و ز اندوه دوری

4. گه از وصل و گاه از جدایی بمیرم

5. چرا غم که بی روغنم مرگ باشد

6. و گر روغنم در فزایی بمیرم

7. تو دام منی من ترا طرفه مرغم

8. که گر از تو یابم رهایی بمیرم

9. برافروخت روی تو از حسن شمعی

10. نمی خواست کاز بی ضیایی بمیرم

11. زدم بر سر شمع خود را و گفتم

12. چو پروانه در روشنایی بمیرم

13. ترا برگ من نی و آگه نه ای زآن

14. که من بی گل از بی نوایی بمیرم

15. طبیبی چو تو بر سر من نشسته

16. نشاید که از بی دوایی بمیرم

17. چو گربه درین خانه گر ره نیابم

18. چو سگ بر درش از گدایی بمیرم

19. در آن بارگه گر بخدمت نشایم

20. برین در بمدحت سرایی بمیرم

21. چو مجنون اگر وصف لیلی نیابم

22. سزد گر بلیلی ستایی بمیرم

23. مرا گر ز وصل آن میسر نگردد

24. که در مسند پادشایی بمیرم

25. نه بیگانه ام همچو سیف این مرا بس

26. که با دولت آشنایی بمیرم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان
* خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را
شعر کامل
سعدی
* گرم تو زهر دهی چون عسل بیاشامم
* به شرط آن که به دست رقیب نسپاری
شعر کامل
سعدی
* بجای عنانم عصا داد سال
* پراگنده شد مال و برگشت حال
شعر کامل
فردوسی