سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 9

1. چنان عشقش پریشان کرد ما را

2. که دیگر جمع نتوان کرد ما را

3. سپاه صبر ما بشکست چون او

4. بغمزه تیر باران کرد ما را

5. حدیث عاشقی با او بگفتیم

6. بخندید او و گریان کرد ما را

7. چو بربط برکناری خفته بودیم

8. بزد چنگی و نالان کرد ما را

9. لب چون غنچه را بلبل نوا کرد

10. چو گل بشکفت و خندان کرد ما را

11. بشمشیری که از تن سر نبرد

12. بکشت و زنده چون جان کرد ما را

13. غمش چون قطب ساکن گشت در دل

14. ولی چون چرخ گردان کرد ما را

15. کنون انفاس ما آب حیاتست

16. که از غمهای خود نان کرد ما را

17. بسان ذره بی تاب بودیم

18. کنون خورشید تابان کرد ما را

19. مرا هرگز نبینی تا نمیری

20. بگفت و کار آسان کرد ما را

21. چو بر درد فراقش صبر کردیم

22. بوصل خویش درمان کرد ما را

23. بسان سیف فرغانی بر این در

24. گدا بودیم سلطان کرد ما را

25. نسیم حضرت لطفش صباوار

26. بیکدم چون گلستان کرد ما را

27. چو نفس خویش را گردن شکستیم

28. سر خود در گریبان کرد ما را

29. کنون او ما و ما اوییم در عشق

30. دگر زین بیش چه توان کرد ما را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سخن را روی گرم از قید خاموشی برون آرد
* سپند از آتش سوزان بلند آواز می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* گل چه داند که درد بلبل چیست؟
* او همین کار رنگ و بو داند
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* آب چشمم مگر از خاک درت چاره شود
* ورنه این سیل پیاپی بکند بنیادم
شعر کامل
فروغی بسطامی