شاه نعمت‌الله ولی_دیوانقصیده ها (فهرست)

قصیدهٔ شمارهٔ 24

1. سالها در سفر به سر گشتیم

2. عاشقانه به بحر و برگشتیم

3. تا ببینیم نور دیدهٔ خود

4. پای تا سر همه نظر گشتیم

5. گرد بر گرد نقطهٔ وحدت

6. همچو پرگار پی سپر گشتیم

7. عاشق و مست و لاابالی وار

8. در پی دوست در به در گشتیم

9. ظاهر و باطن جهان دیدیم

10. معنی خاص هر صُور گشتیم

11. بی خبر طالب همی بودیم

12. تا که از خویش باخبر گشتیم

13. یار ما بود عین ما به یقین

14. ما بدین معرفت سمر گشتیم

15. او شکر بود و جان من چون گل

16. ما به هم همچو گلشکر گشتیم

17. آفتاب جمال او دیدیم

18. باز تابنده چون قمر گشتیم

19. کُشتگان بلای غم بودیم

20. زنده و شادمان دگر گشتیم

21. پا نهادیم بر سر کونین

22. در همه حال معتبر گشتیم

23. غرقه اندر محیط عشق شدیم

24. واصل مخزن گهر گشتیم

25. نعمت الله را عیان دیدیم

26. عین توحید را بصر گشتیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ضرورتست که آحاد را سری باشد
* وگرنه ملک نگیرد به هیچ روی نظام
شعر کامل
سعدی
* گردون دهان شیر ز خوی پلنگ توست
* با کاینات صلح کن آنگه صفا ببین
شعر کامل
صائب تبریزی
* دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
* واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
شعر کامل
حافظ