شاه نعمت‌الله ولی_دیوانقصیده ها (فهرست)

قصیدهٔ شمارهٔ 6

1. عمر بی عشق می گذاری هیچ

2. حاصل از عمر خود چه داری هیچ

3. ماسِوی الله طلب کنی شب و روز

4. به عدم می روی چه آری هیچ

5. در دو عالم به جز یکی نبُود

6. این عددها که می شماری هیچ

7. دنیا و آخرت رها کردی

8. آری آری چه می گذاری هیچ

9. یار کز جور یار بگریزد

10. باشد آن یار هیچ و یاری هیچ

11. در میانست یار ما با ما

12. گر تو بیچاره در کناری هیچ

13. جان به جانان سپار و منت دار

14. ور به منت همی سپاری هیچ

15. در خماری و می نمی نوشی

16. باز فرما که در چه کاری هیچ

17. همه عالم حقیقتاً مائیم

18. نیست خود غیر ذات باری هیچ

19. خم می خوش خوشی به جوش آمد

20. گر تو انگور می فشاری هیچ

21. با سخن های میر ترکستان

22. چه بُود گفته بخاری هیچ

23. ما حریف محمدیم امشب

24. گر تو با گل نه ای بخاری هیچ

25. نعمت الله را کنی انکار

26. منکر شاه و شهریاری هیچ


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرم
* آتش به جانم از سخن آتشین مزن
شعر کامل
صائب تبریزی
* ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
* مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست
شعر کامل
سعدی
* بر چمن پیرا ز آزادی نمی گردیم بار
* از دل صد پاره باشد چون صنوبر رزق ما
شعر کامل
صائب تبریزی