شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 134

1. میخانه سرای عاشقان است

2. رندی که چو ماست عاشق آن است

3. بستان و بنوش شادی ما

4. جامی که به از شراب جان است

5. از ما نکند کناره معشوق

6. با عاشق خویش در میان است

7. این دیده به نور اوست روشن

8. آن نور به عین ما عیان است

9. گفتم عشقش نشان ندارد

10. این نیز نشان بی نشان است

11. عالم همه زنده دل به عشق ‌اند

12. روحی است که در بدن روان است

13. ما را می جو ز نعمت‌الله

14. کو غرقهٔ بحر بی‌ کران است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
* در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است
شعر کامل
حافظ
* جز شب و روز مکرر در بساطش هیچ نیست
* عمرها زیر فلک چون خضر اگر پاید کسی
شعر کامل
صائب تبریزی
* یا بیا کن دل ز خون چون نار و نفع خلق شو
* ورنه رخ را رنگ ده بی نفع چون گلنار باش
شعر کامل
سنایی