شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1419

1. سایه و همسایه پیدا آمده

2. صورت و معنی هویدا آمده

3. دیدهٔ ما روشن است از نور او

4. نور او در چشم بینا آمده

5. قطره و بحر و حباب از ما بجو

6. زان که جمله عین دریا آمده

7. خوش بلائی می کشم از عشق او

8. این بلا بر ما ز بالا آمده

9. تا نماند هیچ رندی در خمار

10. ساقی مستی بر ما آمده

11. سید و بنده به هم آمیخته

12. هر دو تا گوئی که یکتا آمده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خورشید عارض او چون ذره برده تابم
* بالای سرکش او چون سایه کرده پستم
شعر کامل
فروغی بسطامی
* مهر جمالش از دلِ ویرانه کی شود
* سودای شمع از سیر پروانه کی شود
شعر کامل
جامی
* جفا می‌کن جفایت جمله لطف است
* خطا می‌کن خطای تو صواب است
شعر کامل
مولوی