شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 833

1. ای مرا در هر سخن بحری گر

2. وی مرا در هر طرف شهری دگر

3. دیده ای دارم محیطی در نظر

4. زو روان هر گوشه ای نهری دگر

5. عاشق و مست شراب و سرخوشم

6. هر دمم رنگی است در مهری دگر

7. من نیم در دهر و دهری نیستم

8. دهر از آن تو مرا دهری دگر

9. هر کسی در بحر عشقی غرقه اند

10. نعمت الله را بود بحری دگر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان
* بگذار تا ببینم که که می‌زند به تیرم
شعر کامل
سعدی
* بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
* که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم
شعر کامل
حافظ
* از رخ و زلفین او شطرنج بازی کرده‌ام
* زان که زلفش ساج بود روی او چون عاج بود
شعر کامل
سنایی