وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 224

1. آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر

2. زیر پای خود سر عجز گدای خود نگر

3. این چه استغنا و ناز است ، این چه کبر و سرکشیست

4. حسبه‌لله به سوی مبتلای خود نگر

5. چون خرامی غمزه را بنشان بر آن دنبال چشم

6. نیمکشت ناز خلقی بر قفای خود نگر

7. این مبین جانا که آسان پنجه صبرم شکست

8. زور بازوی غم مرد آزمای خود نگر

9. باورت گر نیست از وحشی که می‌سوزد ز تو

10. چاک در جانش فکن داغ وفای خود نگر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نوبهاران که دمد شاخ گُلی از گِل من
* غنچه هایش بود آغشته به خونِ دل من
شعر کامل
جامی
* اشک من ناردانه شد نه عجب
* گو دل من کفیده نار شود
شعر کامل
مسعود سعد سلمان
* همدم خود شو که حبیب خودی
* چاره خود کن که طبیب خودی
شعر کامل
رهی معیری