وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 307

1. آتش به جگر زان رخ افروخته دارم

2. وین گریهٔ تلخ از جگرسوخته دارم

3. گفتی تو چه اندوخته‌ای ز آتش دوری

4. این داغ که بر جان غم اندوخته دارم

5. انداخته‌ام صید مراد از نظر خویش

6. یعنی صفت باز نظر دوخته دارم

7. در دام غمت تازه فتادم نگهم دار

8. من عادت مرغان نو آموخته دارم

9. وحشی به دل این آتش سوزنده‌چو فانوس

10. از پرتو آن شمع بر افروخته دارم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
* سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
شعر کامل
حافظ
* خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
* اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی
* جفا مکن که نماند جهان و هرچه دروست
* وفا و صحبت یاران مهربان ماند
شعر کامل
سعدی