وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 375

1. خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای

2. مرغ قفس شکسته‌ای از دام جسته ای

3. صیاد کیست تا نگذارد ز هستیش

4. غیر از سر بریده و بال شکسته‌ای

5. صیدی ستاده باز که بندد گلوی جان

6. در گردنش هنوز کمند گسسته‌ای

7. کو جرگه‌ای که باز نماند نشان از او

8. جز جان زخم خوردهٔ خونابه بسته ای

9. قیدیست قید عشق که ذوقش کسی که یافت

10. هرگز طلب نکرد دل باز رسته‌ای

11. عشرت در آن سر است که آید برون از او

12. هر بامداد چهره به خونابه شسته‌ای

13. وحشی خموش باش که آتش زبان نشد

14. الا دلی چو شعله بر آتش نشسته‌ای


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
* زبان در کام او بادام در قندست پنداری
شعر کامل
صائب تبریزی
* نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید
* این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش
شعر کامل
حافظ
* دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
* فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد
شعر کامل
حافظ