وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4

1. چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را

2. در ته دوزخ افکنم جان پر اضطراب را

3. تافته عشق دوزخی ز اهل نصیحت اندرو

4. بر من و دل گماشته سد ملک عذاب را

5. شوق ، به تازیانه گر دست بدین نمط زند

6. زود سبک عنان کند صبر گران رکاب را

7. آنکه خدنگ نیمکش می‌خورم از تغافلش

8. کاش تمام کش کند نیمکش عتاب را

9. خیل خیال کیست این کز در چشمخانه‌ها

10. می‌کشد اینچنین برون خلوتیان خواب را

11. می‌جهد آهم از درون پاس جمال دار، هان

12. صرصر ما نگون کند مشعل آفتاب را

13. وحشی و اشک حسرت و تف هوای بادیه

14. آب ز چشم تر بود ره سپر سراب را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اگر آن گنج گران می‌طلبی رنج ببر
* گل مپندار که بی‌زحمت خاری باشد
شعر کامل
اوحدی
* طوفان خون، ز چشم جهان جوش می زند
* بر چرخ، نخل ماتمیان، دوش می زند
شعر کامل
حزین لاهیجی
* فردا که خاک مرده به حشر آدمی کنند
* ای باد خاک من مطلب جز به کوی دوست
شعر کامل
سعدی