ظهیر فاریابی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 67

1. پناه اهل هنر پیشوای روی زمین

2. توراست چرخ نکوخواه و بخت خیراندیش

3. تویی که در حرم دولتت به نقل طباع

4. موافقت دهد ایام گرگ را با میش

5. ز جام مهر تو نو شد زمانه شربت نوش

6. ز دست قهر تو یابد سپهر قربت نیش

7. بزرگوارا معلوم رای توست که من

8. ز روزگار کفافی طمع ندارم بیش

9. مرا که در مه دی کسوت سمور نبود

10. گه تموز ندارم امید خرگه و خیش

11. بدانچه داشته ام دی چو قانعم امروز

12. مرا چه قربت بیگانه و چه وصلت خویش

13. دلی که می نپذیرد جراحتش الحام

14. بر آستانه صبرش نشانده ام به سیریش

15. هنوز وقت نیامد که دهر افسون گر

16. نهد ز رحمت تو مرهمی برین دل ریش

17. در تو ساحل دریا و من چنین تشنه؟

18. کف تو معدن روزی و من چنین درویش؟

19. کرا بماند ازین غصه جان و دل به قرار؟

20. که تیر چرخ برآید درین مقام از کیش

21. شنیده ام که تو اندیشه کرده ای که مرا

22. نهی به تربیت اسباب خرمی در پیش

23. ازین صواب تر اندیشه نیست در عمل آر

24. و گرنه ره مده اندیشه را به خاطر خویش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
* ببین که در طلبت حال مردمان چون است
شعر کامل
حافظ
* سیل دریا دیده هرگز برنمی گردد به جوی
* نیست ممکن هر که مجنون شد دگر عاقل شود
شعر کامل
صائب تبریزی
* نگشاید فقیر روزۀ خویش
* جز به نان جوین و ترّه و دوغ
شعر کامل
جامی