اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 317

1. گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است

2. چشم ما بر کرم ساقی و بخش ازلی است

3. رند دردی کش ما را تو چه دانی چه کس است

4. بجز از پیر خرابات که داند که ولی است

5. ای طبیب دل و جان سوی خود از ناز مرا

6. کی محل میکنی و درد من از کم محلی است

7. پاک دل نیست کسی کز می صافی گذرد

8. احتراز از محک تجربه عین دغلی است

9. عمر باشد که درین میکده با خضر و مسیح

10. اهلی از جرعه کشان علی و آل علی است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از خویش برون آی که پیراهن بادام
* از پوست چو زد خیمه برون، پرده قندست
شعر کامل
صائب تبریزی
* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* بیا تا به شادی خوریم و دهیم
* چو گاه گذشتن بود بگذریم
شعر کامل
فردوسی