اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 455

1. بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند

2. عاشقان تا دیده اند این قوم را در آتشند

3. خسروان ملک خوبی را همه چیزی خوشست

4. اینقدر باشد که گاهی با فقیران ناخوشند

5. ایکه رشک آید ترا بر عیش مستان وصال

6. غافلی کاین دردمندان زهر هجران میچشند

7. سالها در کوره رندی چو زر بگداختم

8. حمل ناپاکی مکن بر ما که رندان بی غشند

9. پیش لطف ساقی ما صافی و دردی یکیست

10. اهلی از بی بختی ما عاشقان دردی کشند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شقایق بر سر هر کوه چون رخسار دلبر شد
* بنفشه بر لب هر جوی چون زلفین جانان شد
شعر کامل
امیر معزی
* این قطرهٔ خون تا یافت از لعل لبش رنگی
* از شادی آن در پوست چون نار نمی‌گنجد
شعر کامل
عراقی
* او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
* دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود
شعر کامل
سعدی