اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 916

1. چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش

2. بگذار که خالی کنم از گریه دل خویش

3. گر سوزش پروانه ز نزدیکی شمع است

4. من سوختم از دوری شمع چگل خویش

5. داغ سگ کویت همه را خط غلامی است

6. ما نیز نهادیم برین خط سجل خویش

7. حقا که برابر نکنم عیش دو عالم

8. با شادی گه گاه و غم متصل خویش

9. هرچند که اهلی ز جهان مهر گیاجست

10. بویی نشنیدست مگر ز آب و گل خویش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هوای گلشن فردوس بی غبار بود
* چگونه سیب زنخدان او غبار گرفت؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* سیل دریا دیده هرگز برنمی گردد به جوی
* نیست ممکن هر که مجنون شد دگر عاقل شود
شعر کامل
صائب تبریزی
* خجلست سرو بستان بر قامت بلندش
* همه صید عقل گیرد خم زلف چون کمندش
شعر کامل
سعدی