امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1166

1. از خدنگ غمزه دلدوز خویش

2. پاره سازم سینه بهر سوز خویش

3. تا شب هجران ناخوش در رسید

4. بعد ازان هرگز ندیدم روز خویش

5. ز آشنایان بر سر بالین من

6. نیست غیر از شمع کس دلسوز خویش

7. در خزان هجرم از دست رقیب

8. از وصالت کی رسد نوروز خویش؟

9. از رخت بر آسمان مه شد خجل

10. در چمن هم بوستان افروز خویش

11. وارهم از محنت هجران تمام

12. گر بیابم طالع فیروز خویش

13. خسروا، در کنج تنهایی مگوی

14. راز دل با جان غم اندوز خویش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم
* باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست
شعر کامل
مولوی
* با نسخۀ طبیب چه کار آن مریض را
* کز خون دیده شربت و از غم غذا کند
شعر کامل
جامی
* پسته و فندق ز مهر و کین تو آگه شدند
* این فم از مدحت گشاد و آن ز بیمت بست فم
شعر کامل
مسعود سعد سلمان