امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 316

1. من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست

2. طوفان آتشی چه به دنباله خسی ست

3. خود را ببین در آینه و انصاف ما بده

4. کز چون تویی جدا شدن اندازه کسی ست

5. گر زانکه باد هجر مرا برد همچو خس

6. زینسان به خاک کوی تو خاشاک و خس بسی است

7. ای باد، چون رسد همه را زو زکوة حسن

8. یادش دهی که از همه وامانده واپسی ست

9. آنجا که دوست جلوه طاووس می کند

10. هر پشه پیش دیده عشاق کرکسی ست

11. چون گویمش به روی که از نسبت است دور

12. خط عذار او چو گلیمی بر اطلسی ست

13. بی سرو خود چه جای گلستانست، خسروا

14. باغ و بهار بی رخ معشوق مجسی ست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سوختم در آتشش چون عود و زانم بیم نیست
* بیم آن دارم که دود من بگیرد دامنش
شعر کامل
سلمان ساوجی
* خال تو سنگ کم به ترازوی من نهاد
* من هم متاع دل به همین سنگ می کشم!
شعر کامل
صائب تبریزی
* گویند قرابه گر مسلمان نبود
* او را تو چه گویی که کدو می‌سازد
شعر کامل
خیام