امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 368

1. گل ز رخساره تو بی آب است

2. مه ز نظاره تو بیتاب است

3. مژه های کژ دلاویزت

4. کجه های دکان قصاب است

5. با خیال تو مردم چشمم

6. گاه هم خانه گاه هم خواب است

7. امشبی کامدی به خانه من

8. شمع را می کشم که مهتاب است

9. گر گذاری ببوسم ابرویت

10. بهر تعظیم را که محراب است

11. ای دل خسته، غرق خون از تو

12. همچو هسته میان عناب است

13. غرق شد ز آشناییت خسرو

14. زانکش از دیده تا به لب آب است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چه سخن کرد به چشم و چه شکر گفت ز لب؟
* که رواج شکر و قیمت بادام برفت
شعر کامل
اوحدی
* ای بسا برگ شقایق که دمادم در باغ
* از سرشک من و خوناب جگر می‌روید
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* به هرکه می نگرم همچو غنچه دلتنگ است
* مگر نسیم درین گلستان نمی باشد
شعر کامل
صائب تبریزی