امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 402

1. چه وزن ماه سما را برابر رویت

2. که آفتاب فلک نیست هم ترازویت

3. برابری نکند با تو آفتاب، اگر

4. هزار بار برابر کنند با رویت

5. دو زلف تو ز پس گوشهات دانی چیست؟

6. دو زاغ، لیک از آن کمان ابرویت

7. ز تشنگان لبت شربتی دریغ مدار

8. کنون که آب لطافت روانست در جویت

9. شب فراق درازست، من، نمی دانم

10. که مبتلای شبم یا از آن گیسویت

11. شبم چگونه نباشد دراز از هجران

12. که هیچ می نتوانم گسست از مویت

13. برون جه از کف غم، خسروا، چو تیر از شست

14. کمان عشق مکش، نیست چون به بازویت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو روح من تو نباشی ز روح ریح چه سود
* بصیرتم چو نبخشی بصر چه سود کند
شعر کامل
مولوی
* هرزه گو را خامش از تقریر کردن مشکل است
* شعله را از ژاژخایی سیر کردن مشکل است
شعر کامل
صائب تبریزی
* تبسمی ز لب دلفریب او دیدم
* که هر چه با دل من کرد آن تبسم کرد
شعر کامل
وحشی بافقی