امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 428

1. به پیران سر به کوی عاشقی رندانه خواهم شد

2. به سودای پری رویی ز سر دیوانه خواهم شد

3. چنین کاندر زبان خلقی گرفتندم به بیهوده

4. به شهر و کو به بدنامی دگر افسانه خواهم شد

5. برو، ناصح، چه نرسانی مرا از طعنه مردم؟

6. صلاح از من چه می جویی که در می خانه خواهم شد

7. به خاک پای او پیمان ببستم با سگ کویش

8. رود گر سر درین پیمان ازین پیمانه خواهم شد

9. به دام زلفش افتادم ز دست خال و خط او

10. چو من مرغی چه دانستم که صید دانه خواهم شد

11. به شهر امروز آن دلبر چو شد شهره به دلجویی

12. به عشقش داده دین و دل کنون مستانه خواهم شد

13. به رسوایی و قلاشی چو خسرو آشنا گشتم

14. ز عقل و مصلحت آخر به کل بیگانه خواهم شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
* به عمل کار برآید به سخندانی نیست
شعر کامل
سعدی
* می شود از سنگ طفلان چون تن مجنون کبود
* خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند
شعر کامل
صائب تبریزی
* مرا ز روز قیامت غمی که هست این است
* که روی مردم عالم دوبار باید دید
شعر کامل
صائب تبریزی