انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6

1. گر باز دگرباره ببینم مگر اورا

2. دارم ز سر شادی بر فرق سر او را

3. با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید

4. تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را

5. سوگند خورم من به خدا و به سر او

6. کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را

7. چندان که رسانید بلاها به سر من

8. یارب مرسان هیچ بلایی به سر او را

9. هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه

10. رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* رازی که سر به مهر ادب بود عمرها
* آخر ز کاسه سر منصور شد بلند
شعر کامل
صائب تبریزی
* گفتی شبی به خواب تو آیم ولی چه سود
* چون من به عمر خویش ندانم که خواب چیست
شعر کامل
جامی
* چون طبیب عاشقانی گه گه این دل خسته را
* پرسشی می‌کن که بیمار و خراب افتاده است
شعر کامل
هلالی جغتایی