عراقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 268

1. اندوهگنی چرا؟ عراقی

2. مانا که ز جفت خویش طاقی

3. غمگین مگر از فراق یاری؟

4. شوریده مگر ز اشتیاقی؟

5. خون خور، که درین سرای پر غم

6. با هجر همیشه هم وثاقی

7. یاران ز شراب وصل سر مست

8. مخمور تو از شراب ساقی

9. ناگشته دمی ز خویش فانی

10. خواهی که شوی به دوست باقی؟

11. جان کن، که نه لایق وصالی

12. خون بار، که در خور فراقی

13. چون در خور وصل نیست بودت

14. ای کاش نبودی، ای عراقی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خضاب تازه ای هر دم به روی کار می آری
* شدی پیر و همان دست از سیه کاری نمی داری
شعر کامل
صائب تبریزی
* ما ازین هستی ده روزه به جان آمده ایم
* وای بر خضر که زندانی عمر ابدست
شعر کامل
صائب تبریزی
* به آن رخسار گندم‌گون جمالت راست بازاری
* که قرص آفتاب آنجا نمی‌ارزد به یک ارزن
شعر کامل
محتشم کاشانی