عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 268

1. هر زمان عشق تو در کارم کشد

2. وز در مسجد به خمارم کشد

3. چون مرا در بند بیند از خودی

4. در میان بند زنارم کشد

5. دردییی بر جان من ریزد ز درد

6. پس به مستی سوی بازارم کشد

7. گر ز من بد مستییی بیند دمی

8. گرد شهر اندر نگونسارم کشد

9. ور ز عشق او بگویم نکته‌ای

10. از سیاست بر سر دارم کشد

11. چون نماند از وجودم ذره‌ای

12. بار دیگر بر سر کارم کشد

13. گه به زحمتگاه اغیارم برد

14. گه به خلوتگاه اسرارم کشد

15. چون به غایت مست گردم زان شراب

16. در کشاکش پیش عطارم کشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
* تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
شعر کامل
حافظ
* رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
* بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
شعر کامل
سعدی
* به رنگ زرد قناعت کن از ریاض جهان
* که رنگ سرخ به خون جگر شود پیدا
شعر کامل
صائب تبریزی