عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 345

1. رهبان دیر را سبب عاشقی چه بود

2. کو روی را ز دیر به خلقان نمی‌نمود

3. از نیستی دو دیده به کس می‌نکرد باز

4. ور راستی روان خلایق همی ربود

5. چون در فتاد در محن عشق زان سپس

6. در مهر دل عبادت عیسی همی شنود

7. در ملت مسیح روا نیست عاشقی

8. او عاشق از چه بود و چرا در بلا فزود

9. مانا که یار ما به خرابات برگذشت

10. وز حال دل به نغمه سرودی همی سرود

11. می‌گفت هر که دوست کند در بلا فتد

12. عاشق زیان کند دو جهان از برای سود

13. رهبان طواف دیر همی کرد ناگهان

14. کاواز آن نگار خراباتیان شنود

15. برشد به بام دیر چو رخسار او بدید

16. از آرزوش روی به خاک‌اندرون بسود

17. دیوانه شد ز عشق و برآشفت در زمان

18. زنجیر نعت صورت عیسی برید زود

19. آتش به دیر در زد و بتخانه در شکست

20. وز سقف دیر او به سما بر رسید دود

21. باده ز دست دوست دمادم همی کشید

22. زنگ بلا ز ساغر و مطرب همی زدود

23. سرمست و بیقرار همی گفت و می‌گریست

24. ناکردنی بکردم و نابودنی ببود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن
* وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند
شعر کامل
حافظ
* به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
* گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
شعر کامل
مولوی
* مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
* فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
شعر کامل
حافظ