عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 620

1. ما گبر قدیم نامسلمانیم

2. نام‌آور کفر و ننگ ایمانیم

3. گه محرم کم زن خراباتیم

4. گه همدم جاثلیق رهبانیم

5. شیطان چو به ما رسد کله بنهد

6. کز وسوسه اوستاد شیطانیم

7. زان مرد نه‌ایم کز کسی ترسیم

8. سر پای برهنگان دو جهانیم

9. درمانده‌ایم و راه بس دور است

10. ما راه به کار خود نمی‌دانیم

11. ما چاره به کار خویش چون سازیم

12. چو جمله به کار خویش حیرانیم

13. کی باشد و کی بود که ناگاهی

14. این پرده ز کار خویش بدرانیم

15. هر پرده که بعد از آن پدید آید

16. از آتش معرفت بسوزانیم

17. زآنجا که درآمدیم از اول

18. جان را سوی آن کمال برسانیم

19. عطار شکسته را به یک دفعت

20. از پردهٔ هر دو کون برهانیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تهی ز باده حکمت مدان خموشان را
* که همچو کوزه سر بسته پر می نابند
شعر کامل
صائب تبریزی
* حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
* از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد
شعر کامل
حافظ
* کدام باد بهاری وزید در آفاق
* که باز در عقبش نکبتی خزانی نیست؟
شعر کامل
سعدی