عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 730

1. ای زلف تو دام ماه افکنده

2. ره بینان را ز راه افکنده

3. زهاد زمانه را سر زلفت

4. در معرض صد گناه افکنده

5. دل پیش رخت به جان کمر بسته

6. جان پیش لبت کلاه افکنده

7. عشق لب لعل تو هزار آتش

8. در جان گدا و شاه افکنده

9. خط تو کزوست خون جان من

10. در دیدهٔ عقل کاه افکنده

11. در یک ساعت هزار آتش را

12. رویت به خط سیاه افکنده

13. تو یوسف عالم و زنخدانت

14. دل برده و جان به چاه افکنده

15. تو خسرو دلبران و روی تو

16. صد مشعله در سپاه افکنده

17. دل در سر زلف دلربای تو

18. باری است به جایگاه افکنده

19. عطار چو شاهی رخت دیده

20. رخ طرح نهاده شاه افکنده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شوخی مکن ای پیر که هر موی سفیدی
* شمشیر زبانی است برای ادب تو
شعر کامل
صائب تبریزی
* عاشقان زمره ارباب امانت باشند
* لاجرم چشم گهربار همان است که بود
شعر کامل
حافظ
* هر آن شب در فراق روی لیلی
* که بر مجنون رود لیلی طویلست
شعر کامل
سعدی