عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 823

1. هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی

2. آتش سودای خویش در دل و جان افکنی

3. جان و دل خسته را ز آرزوی خویشتن

4. گه به خروش آوری گه به فغان افکنی

5. گر به سر کوی خویش پردهٔ عشاق را

6. گل کنی از خاک و خون کار به جان افکنی

7. گر بگشایی ز بند گوهر دریای عشق

8. بی دل و جان صد هزار سر عیان افکنی

9. هر نفسی روی خویش باز بپوشی به زلف

10. تا دل عطار را در خفقان افکنی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چشم گریست خون و دل گفت که یاس من نگر
* زانکه خزان وصل را یاسمنم، دریغ من
شعر کامل
خاقانی
* مده ای حکیم پندم که به کار درنبندم
* که ز خویشتن گزیرست و ز دوست ناگزیرم
شعر کامل
سعدی
* قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
* قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا
شعر کامل
حافظ