عطار_الهی نامهبخش چهاردهم (فهرست)

شمارهٔ 21-(19) حکایت آن دزد که گرفتار شد

1. مگر شد ناگهی دزدی گرفتار

2. ز گرد راه بردندش سوی دار

3. امان می‌خواست از عجز و نیازی

4. که ریزد آب و بگزارد نمازی

5. که یا رب در چنین وقتی وجائی

6. که می‌بینم بهر موئی بلائی

7. ببین تاتیغِ قهرت بر سر دار

8. چه می‌آرد برویم آخر کار

9. تو از قهرم چنین حیران گرفته

10. من از مهر تو ترک جان گرفته

11. چنینم من که گفتم تو چنانی

12. کنون جان می‌دهم دیگر تو دانی

13. چنین ده جان اگر جان می‌دهی تو

14. وگرنه عمر تاوان می‌دهی تو

15. اگر خونت زند از قهر او جوش

16. مکن هرگز بلطف او را فراموش

17. سبک رو چون گرانجانی زره نیست

18. بشادی زو که غم رادستگه نیست

19. عروسی جهان ماتم نیرزد

20. که صد شادی او یک غم نیرزد

21. چو خواهد کرد گردونت پیاده

22. سواری را بکن ابرو گشاده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است
* اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ
شعر کامل
مولوی
* شب تیره بلبل نخسپد همی
* گل از باد و باران بجنبد همی
شعر کامل
فردوسی
* کس زبان چشم خوبان را نمی داند چو ما
* روزگاری این غزالان را شبانی کرده ایم
شعر کامل
صائب تبریزی