عطار_مصیبت نامهبخش چهارم (فهرست)

شمارهٔ 2-الحكایة و التمثیل

1. دفن میکردند مردی را بخاک

2. شد حسن در بصره پیش آن مغاک

3. سوی آن گور و لحد میبنگریست

4. بر سر آن گور برخود میگریست

5. پس چنین گفت او که کاری مشکلست

6. کاین جهان را گور آخر منزلست

7. وان جهان را اولین منزل همینست

8. اولین وآخرین زیر زمینست

9. دل چه بندی در جهان جمله رنگ

10. کاخرش اینست یعنی گور تنگ

11. چون نترسی زان جهان صعبناک

12. کاولش اینست یعنی زیر خاک

13. چند ازین چون آخر این خواهد بدن

14. وای ازان کاول چنین خواهد بدن

15. هیچ مردم از پس این پرده نیست

16. تا کسی او را بزاری مرده نیست

17. گر دمی خواهی زدن در پردهٔ

18. با کسی زن کو ندارد مردهٔ

19. هر چراغی را که باشد باد پیش

20. چون تواند برد راه آزاد پیش

21. چون تو پرسودا دماغی میبری

22. صرصری در ره چراغی میبری

23. مینترسی کاین چراغ زود میر

24. زود میری گر توانی زود گیر

25. گر بمیرد این چراغت ناگهی

26. ره بسر نابرده افتی در چهی

27. ره بسر بر پیش ازان ای بی دماغ

28. کز چنان بادت فرو میرد چراغ

29. چون چراغ توبمرد ای بی خبر

30. نه نشان ماند ازو و نه اثر

31. گر چراغ مرده را جوئی بسی

32. در همه عالم نشان ندهد کسی

33. هر چراغی را که بادی در ربود

34. گر بسی بر سر زنی ازوی چه سود

35. از چراغ مرده کس آگاه نیست

36. چون بمرد او خواه هست و خواه نیست

37. چون چراغ از جای بی جائی رسید

38. چون بدانجا باز شد، شد ناپدید

39. راه بینا زین جهان تا آن جهان

40. بیش یکدم نیست جان را بر میان

41. از درونت چون برآید آندمی

42. این جهانت آن جهان گردد همی

43. زین جهان تا آن جهان بسیار نیست

44. جز دمی اندر میان دیوار نیست

45. چون برآید آن دمت از جان پاک

46. سر نگونسارت در اندازد بخاک

47. مرگ را بر خلق عزم جان مست

48. جمله رادر خاک خفتن لازمست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
* به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
شعر کامل
حافظ
* به هر صورت که باشد عشق دل را می دهد تسکین
* که بهر کوهکن از سنگ شیرین می شود پیدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز افسون و از جادوی برتری
* جهاندار و بر داوران داوری
شعر کامل
فردوسی