فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 121

1. بادهٔ عشق در کدوی من است

2. مستی چرخ از سبوی من است

3. هفت دریا اگر شود پر می

4. کمترین جرعهٔ گلوی من است

5. ماه بهر منست لاغر و زرد

6. مهر هم گرم جست و جوی من است

7. بهر من میدود سپهر برین

8. انجمش هم نثار کوی من است

9. الف قامتم چو برخیزد

10. تا شود ظاهر آنچه خوی من است

11. شق شود آسمان زتنگی جا

12. ریزد انجم که روز طوی من است

13. هر چه جز حق بمن بود محتاج

14. گر محبست و گر عدوی من است

15. نفس کلی و عقل اول را

16. گردش آسیا زجوی من است

17. عشق مشاطه است حسنم را

18. کون آینه دار روی من است

19. پاسبانیست عقل بر در من

20. و هم مسکین گدای کوی من است

21. هست چو گان عشق در دستم

22. هم نه و هم چهار کوی من است

23. بهر من ساختند هشت بهشت

24. نار هم بهر شست و شوی من است

25. کون را فی الحقیقه قبله منم

26. روی هر دو جهان بسوی من است

27. دم رحمانم آمده زیمن

28. همه عالم گرفته بوی من است

29. هر حدیثی که بوی درد کند

30. تو یقین دان که گفتگوی من است

31. خوش در آغوش آورم روزی

32. قامت آنکه آرزوی من است

33. فیض بالا روی بس است ارچه

34. شعر معراج های هوی من است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز
* خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است
شعر کامل
حافظ
* یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
* چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده
شعر کامل
صائب تبریزی
* بیابان قناعت وسعتی دارد که هر موری
* نمی داند کم از ملک سلیمان چشم تنگش را
شعر کامل
صائب تبریزی