فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 122

1. مرا سودای عشق آئین دین است

2. همیشه عاشقم کار من این است

3. دلم شاد است اگر دارم غم عشق

4. غم عشق ارندارم دل غمین است

5. بود عشقم بجای جان شیرین

6. چو عشق از سر رود مرگم همین است

7. سرم میخانه صهبای عشقست

8. دلم دیوانهٔ عقل آفرین است

9. زدولتهای عشق این بس که دلرا

10. زهر سو دلربائی در کمین است

11. مرا گر عاقلان دیوانه خوانند

12. یکی را تا زحشر عشق این است

13. مرا در عشق باید مرد و جان برد

14. نجات جان و دل فیض اندرین است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خرقه درویشی ما چون زره زیر قباست
* پیش چشم خلق ظاهربین قباپوشیم ما
شعر کامل
صائب تبریزی
* با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای
* بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
شعر کامل
حافظ
* تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین
* به چین زلف تو آید به بتگری آموخت
شعر کامل
سعدی